اقیانوس سیاه

یادداشت اجتماعی و جامعه شناختی

اقیانوس سیاه

یادداشت اجتماعی و جامعه شناختی

اقیانوس سیاه

مطالعات عمومی و - شاید - تخصصی

فقط یادداشت است نه بیشتر.
به شدت پذیرای نقد و اشکالات هستم . ( البته نقد علمی )
اصلا برای همین اسم حقیر را ذکر نکردم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

به چی چی جمهوری اسلامی دلمون خوش باشه ؟!

شنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۴۵ ب.ظ


به نظرم تنها نقطه ی امید ، خود مردم هستند . همین مردمی که با این همه سختی هنوز پای نظام ایستاده اند .

شاید انتخابات خبرگان اخیر ، خیلی تلخ باشه . چون مثلا آیت الله مصباح رای نیاورد. امّا وقتی دقت می کنید ، تو تهران ، که مرکز فساد ایرانه ، نزدیک یک میلیون و صدهزار نفر آدم اومدن ، و ساعت ها تو صف ایستادن و به ایشون و امثال ایشون رای دادند . این نیمه ی پر لیوانه . این همون نقطه ی امیده . 


ما باید دست اینها رو باز بذاریم . باید انقلاب رو بدیم دست اینا. نه دست مسئولین مفت خور و بلکه حرام خور .

اصلا حکومت به معنای فعلی چیزی جز فساد نیست :

ما با تشکیل ادارات عریض و طویل ، یک قشری ایجاد کردیم به نام قشر کارمند ، که حرامخور ترین قشر مردم هستند . ( البته استثنائاتی هم هستند ولی خیلی نادرند.)

یک وزارت کشاورزی داریم که حقیقتا بعد از چهل سال هنوز نمی دونم اینا دارن چه کار می کنن.

یه سازمان محیط زیست داریم که اگر نبود هم آسمان بهتری داشتیم و هم جنگل بهتر.

یه وزارت صنعت داریم که تا جایی که بتونه قانونی وارد می کنه و تا از اونجا به بعد خودش راسا غیرقانونی واردات رو انجام میده .

وزارت نفت هم که قراردادهایی می بنده که روی رضاشاه رو سفید کرده . آی پی سی بدتر از دارسی .

یک وزارت خارجه واداده رو هم به لیست اضافه کنید.

یک وزارت ارشاد مفتضح و بدنامی هم داریم که وقتی می خواد به عرصه ی فرهنگی در مساجد ورود کنه ، یک نیروی سرتاپا نظامی به نام بسیج میاد بهش میگه تو اینجا چه کار داری ؟ کار تا جایی پیش میره که رهبر مملکت میاد میگه باهم دعوا نکنید و برید باهم بسازید !

من ضد ولایت فقیه و ضد سپاه و ... نیستم . ولی این یک فاجعه است که بعد از چهل سال ، هنوز بهترین نیروهای فرهنگی مملکت رو نظامی ها تشکیل میدن !


نتیجه گیری کلی اینکه نقطه ی امید ، خود مردم هستند و ما تا حد ممکن باید وظایف حکومت رو به مردم منتقل کنیم.


و این یعنی آتش به اختیار .


بدبینی نسبت به مسئولین و انقلاب نرم !

چهارشنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۲۰ ب.ظ

هر روز اخبار جدیدی از خیانت های مسئولین و جامعه ی علمی کشور به دست میرسه !

آدم نمی دونه چه خاکی بر سرش بکنه !


شما اینجا مقایسه کنید : 

اگر به مسئولین خوشبین باشیم ، مملکت و مردم رو نابود می کنند .

اگر به مسئولین بدبین باشیم ، خب برنامه ی کشوری برای پیشرفتش به اعتماد و همت و همکاری مردم نیاز داره و اینطوری کاری پیش نمیره . 


واقعا چه کنیم ؟


به نظرم باید یک انقلاب نرم ، درون این انقلاب داشته باشیم !


این مذهبی های پیر و خرفت و متعصب و ترسویی هم که کرسی های حکومت و حوزه و دانشگاه رو در دست گرفتن بریزیم بیرون !


باید از انسان های تحوّل خواه حمایت کنیم!

حجاب آزاد ، تجاوز آزاد

سه شنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۷، ۰۲:۵۰ ب.ظ

من اگر قانون گذار بود ، یکی از قوانینی که وضع می کردم این بود :


هرکسی که با بی حجابی خود ، موجب تحریک فردی دیگر شود ،  آن فرد دیگر حق دارد از طریق آن زن ، تحریک جنسی خود را تخلیه کند.


تبصره :  پیشنهاد می شود که اینکار در ملأ عام صورت نگیرد ،  و الا ممکن است که آن فرد هم حکم همان زن را پیدا کند .



آخرین دژ : امام خامنه ای

يكشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۴۵ ب.ظ

آخرین دژ : امام خامنه ای


امروزه دیگر حنای هیچ قشری برای مردم رنگ ندارد .

روحانیت به عنوان یک قشر ، دیگر مورد اعتماد مردم نیست.

هکذا بسیجی و هیاتی و ... .



اگر هنوز کسی باشد که امیدی به انقلاب داشته باشد ، امیدش تنها به خاطر مقام معظم رهبری است.



به نظرم فارغ از هرچیزی ، باید با همت مضاعف به پشتیبانی از رهبری بپردازیم.



اگر این دژ هم سقوط کند ، دیگر نامی از اسلام و انقلاب باقی نخواهد ماند.

رویکردهای فرهنگی در ایران 😂

يكشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۳۰ ب.ظ


رویکردهای فرهنگی در ایران




تا به حال برای کار فرهنگی چند رویکرد پیدا کرده ام :


اول : رویکرد پوششی


این رویکرد را نهادهای نظامی و حکومتی پیگیری می کنند . مثلا بسیج برای ارتقای سطح دفاعی و قدرت نظامی خود ، در قالب کار فرهنگی ، در جامعه نفوذ می کند . نشان به آن نشانی که از بالاترین مسئول آن گرفته تا پایین ترین های آن ، غالبا نظامی هستند و تفکر فرهنگی ندارند.



دوم : رویکرد الله بختکی


در این رویکرد ، فعالان فرهنگی به صورت یلخی ، به کار می پردازند و هدف آنها تنها رفع مسئولیت برای حفظ پست و میز و مقام و یا آرام کردن وجدان است و توجهی به نتیجه ی کار و هزینه های آنها نمی شود .

این رویکرد ، شامل حوزه های علمیه ،  وزارت ارشاد ، سازمان تبلیغات و بسیاری از کارهای خودجوش مردمی می شود .



رویکرد سوم : تفکر در اتاق بسته


در این رویکرد ، عده ای در اتاق بسته برای خود تفلسف می کنند ، بدون اینکه به مقام عمل منتهی شود ولو به صورت تئوری . یعنی نظریاتی می دهند که با هزار واسطه هم به میدان عمل کشیده نمی شود . این افراد نهایتا به کلاس درس یا روی منبر می روند و افکارشان را به اسم اسلام و انقلاب به خورد مردم می دهند. مردم هم می بینند که اینها اصلا قابلیت اجرایی ندارد ، نتیجه می گیرند که اسلام برای زندگی فردی است و در زندگی اجتماعی هیچ جایی ندارد .


این رویکرد شامل بخشی از بیکاران جامعه است که عناوینی نظیر آیت الله و دکتر و ... را یدک می کشند .



رویکرد چهارم : فرهنگ فلسفی


خیلی ها فلسفه را ابتر می دانند و قائل هستند که با حکمت متعالیه نمی توان نیازهای جامعه را برطرف کرد.

اما به نظر من ،  فیلسوفان ابتر بوده اند نه فلسفه . 

حضرت آیت الله مصباح یزدی ،  با نظریات خود که مبتنی برحکمت صدرایی است ، نظام جدیدی از فلسفه ی اخلاق ارائه داده اند که در تمام تار و پود زندگی انسانی جاری است و برای همه ، برنامه دارد .


این رویکرد تا حدودی با برگزاری دوره های طرح ولایت ، وارد جامعه شده است ، اما هنوز حق آن ادا نشده است .


به نظر می رسد اگر آتش به اختیاری که مقام معظم رهبری فرمودند را ، با این تفکر بیامیزیم ،  یک نظام فرهنگی قدرتمند تشکیل می شود .



ان شاءالله ، ادامه دارد ...

شیخ هنوز هنوز هم با چراغ می گردد !

دوشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۶:۳۳ ق.ظ



بیشتر رفتارهای انسانی ، تحت تاثیر احساسات او هستند و در اعمال مردم ، بویی از تعقل به مشام نمی رسد . 


مذهبی ها هم از قضیه بی نصیب نیستند.

یعنی ادعای انقلابی گری و پیروی از ولایت بسیاری از مردم را نباید ناشی از تعقل و تفکر آنها دانست . بلکه خیلی از آنها جو گیر شده اند و تنها برای ارضای روانی خودشان چندصباحی بر کوس انقلابی گری می کوبند .

نتیجه ی این قضیه هم واضح است ،  یعنی در غالب فعالیت های مذهبی ها ، اثری از تعقل یافت نمی شود .

یکی از نمونه های بارز بی عقلی ، این است که  به نتیجه ی کارها اصلا دقت نمی شود . مثلا وقتی پرسیده می شود که شما چه کرده اید ؟! در پاسخ می گویند که : دو سریال ، چهار هزار سبد حمایتی ، صدتا وام ، ده همایش ، دو تا اردو ، پنج تا کلاس ، سه تا مسابقه و .... .  اصلا کسی نمی گوید که نتیجه ی این کلاس ها و اردو ها و ... چه شد ؟!

از سطوح بالای مملکتی بگیرید تا پایین ، اکثرا دچار این مشکل هستند .


حافظ در گذشته ، از کسانی که به محراب و منبر و تسبیح خود دلخوش کرده بودند انتقاد می کرد .

حافظ اگر امروز بود ، از کسانی که دل به کارهای بی ثمر  خوش کرده اند و به آن مغرور شده اند ، شکایت می کرد .

کمرشکنی جماعت نادان ! 😡😡

جمعه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۱:۳۵ ب.ظ





یه چند وقته که موج راه افتاده که ائمه ی جمعه نرده ها رو برداشتن . بعدش بچه مذهبی ها هم کف و سوت و تشویق !


واقعا آدم می مونه از دست این جماعت !

واقعا بدبختیم که بعد از چهل سال از انقلاب ، تازه این شده دستاورد ما !


میترسم من رو هم عین اون چهارتا دانشجوی بیچاره بفرستن زندان !


وگرنه از عقب موندگی ائمه ی جمعه اندازه ی چند ده مثنوی حرف دارم !



باید بکوبیم تو سر ائمه ی جمعه تا کار کنن !


داشتم با یکی از طرفدارهای صادق زیباکلام ( همون که همیشه اسباب خنده ی ملت رو فراهم می کنه ! 😆 ) بحث می کردم . بنده خدا دلیل برتری آمریکا رو  تولید ناخالص ملی عنوان می کرد .


نمی دونم چرا بعضی ها اینقدر خنگ هستند . 😑😑


ایهاالناس !  این ملاک ها برای ۷۰ سال پیشه !

الان دیگه تو غرب برای نشان دادن برتری کشورها از معیارجدید مثل توسعه انسانی استفاده می کنند .


البته ما این ملاک ها رو هم قبول نداریم ، اما سه تا نکته ازش در میاد :


۱. بعضی از این اصلاح طلب های مدعی ، اونقدر عقب مونده هستن که از ملاک های ۷۰ سال پیش استفاده می کنند .


۲. طبق ملاک های جدید رتبه بندی در غرب ، «نروژ» بهترین کشور هستش و آمریکا در رده ی دهم قرار داره ! ( ایران به نظرم ۶۹ بود )


۳. در ۲۵ سال گذشته ، ایران بیشترین رشد را در جهت توسعه ی انسانی داشته است و اگر با همین سرعت پیش برویم ، تا چند سال دیگر جزء ده کشور برتر دنیا خواهیم بود . ( البته به دلیل مسائلی مثل غیرمجاز بودن همجنسگرایی در ایران ، شاید رتبه مون از یه حدی بالاتر نره ولی به درک ! 😎😎)

در بحث میزبانی جام باشگاه های آسیا ، قطر جلوی عربستان ایستاد و از حق خودش دفاع کرد و میزبانی خودش رو حفظ کرد . 


اما ایران نتونست از حق خودش دفاع کنه و باید کشور ثالثی رو به عنوان میزبان انتخاب کنه .


به نظر شما ، این دولتی ها که اندازه ی چهارتا شیخ قطری عرضه ندارن از حق مسلم و واضح ایران در مقابل عربستان زپرتی دفاع کنند ، آیا می تونن در عرصه های بالاتر و مهم تر ، از حقوق ایران در مقابل قدرت های استعماری دفاع کنند ؟!

مراقب دید و بازدید ها باشید!

پنجشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ



این مذهبی هایی که بدون دلیل موجه و با اختیار ( به قیدها دقت شود)  در مناطقی زندگی می کنند که که گناه زیاد است یا با همان شرایط ، با اقوامی بی دین و بی مبالات ، معاشرت می کنند ، باید بدانند که با این کارشان موجب عادی شدن گناه می شوند ، در نتیجه ، در گناه آن فرد ، شریک هستند.


مگر اینکه دلیل موجهی وجود داشته باشد ، مثلا فرد ، اهل امر به معروف و نهی از منکر باشد ، یا توانایی جابجابی نداشته باشد ، یا هر مصلحت مهم دیگر .




خیلی از اینها که بالاشهر تهران و کنار نجومی خوارها ، مرفهین بی درد ، رشوه خوارها ، خرام خوارها ، ... زندگی می کنند ، اگر بی دلیل باشد ،  نه تنها در گناه آنها شریک هستند و در قیامت ، کارنامه ای پر از حق الناس خواهند داشت .

علت تفاوت عملکرد مردم تهران و شهرستان ها

چهارشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ



وقتی در تهران قدم می زنید ، خیلی احساس راحتی می کنید .

انگار که کسی مزاحم شما نیست و همه به عقاید شما احترام می گذارند.احساس می کنید که در بین فرهیختگان قدم می زنید .

ولی در شهرستان اینگونه نیست .

اما علت چیست ؟

در شهر بزرگی مثل تهران به دلیل وجود افراد با عقاید مختلف ، مردم حوصله درگیری و اختلاف ندارند ، چون اگر بخواهند درگیر شوند ، با این تنوع و اختلاف ، قضیه بیخ پیدا می کند ، برای همین کاری به کار یکدیگر  ندارند . 

اما در شهرهای کوچک ، هرچه تنوع فرهنگی کمتر می شود ، این بی تفاوتی هم کمتر می شود .

پس نباید خیال کنید که تهرانی ها قوم بافرهنگ و شعوری هستند که به عقاید هم احترام می گذارند ، بلکه حقیقت این است که بی تفاوت هستند و حال و حوصله درگیری ندارند .

پدر این بچه کیست ؟

سه شنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ

بعد از عمروعاص نامشروع تر از لیبرالیسم ندیدم.

اصلا معلوم نیست باباش کیه ؟

یه میگه آدام اسمیت !

یکی میگه جان لاک !

یکی دیگه هم میگه جان استوارت میل !


تازه یکی می گفت باباش در مناطق مختلف فرق می کنه ، مثلا تو ایران یه نفره ، تو عراق یکی دیگه ،!

البته مثل اینکه باباش تو ایران مرده !

چه گناهی بالاتر از رای به روحانی !

شنبه, ۹ دی ۱۳۹۶، ۰۷:۱۴ ب.ظ


هرچه میخواهم دعا کنم که خدا ! کمی از بلایای ما بکاه !  متوجه میشم که نمی شود !

ما مستحق بلایای بیشتری هستیم!

ما گناه کاریم ! آن همه چه گناهی !

۲۲ میلیون نفر از این مملکت ، به روحانی رای داده اند !

خوبان هم کمند !

 کسانی که عمق فاجعه را فهمیده اند ، به جرم افراط ، منزوی شده اند !

گناهی بالاتر از این سراغ دارید ؟

فتنه88؛ شورش مدیران رانتی علیه یارانه بگیران

چهارشنبه, ۶ دی ۱۳۹۶، ۰۴:۳۷ ب.ظ



#علی_سروش

    

🔻فتنه 88 را باید فراتر از دعواهای سیاسی و جناحی تحلیل کرد،این فتنه را باید در چارچوب جنگ فقر و غنا و جنگ اشراف علیه مردم فهم کرد. شورش مرکزنشینان علیه جمهور ایران، شورش مدیران نفتی علیه یارانه بگیران.


🛢اقتصاد نفتی ایران بستر آماده ای است برای بروز چنین فتنه هایی، اساسا اقتصاد نفتی یا اصطلاحا اقتصاد رانتی، تاثیرات اجتماعی و سیاسی مستقیمی بر جامعه دارد، اقتصاد رانتی مبتنی بر پول نفت، جامعه را تبدیل به 2طبقه اجتماعی مهم می کند، طبقه توزیع کننده پول نفت و طبقه دریافت کننده پول نفت. لذا هرجه وابستگی دولت به پول نفت بیشتر می شود، طبقه توزیع کننده نفت، قدرتمند تر و راضی تر هستند و هرگاه وابستگی دولت به نفت کمتر است ضعیف تر می شود و احساس خطر می کند.

 📈رژیم پهلوی یک دولت کاملا رانتی-نفتی بود، بعداز انقلاب این ساختار نفتی تضعیف می شود، و در پایان جنگ وابستگی دولت به نفت به حدود30% میرسد، اما بعد از جنگ بصورت کاملا صعودی این معادله تغییر می کند، و دولت هرچه بیشتر به نفت وابسته می شود، تاجایی که در سال 73 وابستگی شدید دولت به نفت از 70% هم می گذرد. و چنین است که در سالهای بعد جنگ یک بروکراسی نفتی شکل می گیرد، بروکراسی که کارکردش استخراج و فروش حداکثری نفت است.


 🔻مبتنی براین بروکراسی نفتی #حلقه_بسته_مدیران نفتی ایجاد می شود، این مدیران نفتی اگر چه در صحنه سیاسی به ظاهر رقیب هستند؛ چپ، راست، کارگزار و... اما یک کارکرد واحد دارند وآن؛ حفظ و تداوم بروکراسی نفتی است.

🔻درسال84 با ناامیدی مردم از این بروکراسی نفتی، اولین بار بعداز جنگ، قدرت از دست این #حلقه_بسته_مدیران نفتی خارج می شود و شعار #آوردن_نفت_سر_سفره_مردم، رای می آورد.

  رویکرد انتقادی دولت نهم نسبت به طبقه توزیع کننده و عملا حذف بسیاری از بدنه آن از دولت، موجب نگرانی بیشتر این نخبگان سیاسی و اقتصادی می شود، لذا در سالهای 84 تا 88 شاهد تقابل جدی این طبقه و طبقه مصرف کننده (مردم) هستیم؛چیزی که روشنفکران آن را «پوپولسیتی» دولت نهم تعبیر می کردند.


🔴برای انتخابات 88 #حلقه_بسته_مدیران نفتی تصمیم می گیرند، شکست 84 تکرار نشود، توافق نانوشته ای بین این مدیران رانتی وجود دارد، که به هر نحو ممکن، به قدرت بازگردند، لذا از ماهها قبل از انتخابات اتاق فکر نخبگان نفت زده فعال می شود، و آرایش دقیق سیاسی را می چیند و عملا دو جناح سنتی راست و چپ با هم کنار می آیند، بارزترین این اتحاد را در شخصیت دو رقیب سرسخت سالهای دهه 70 می توان دید، #سید_محمد_خاتمی و #علی_اکبر_ناطق_نوری باهم متحد می شوند، اما این کدام مصلحت سیاسی یا اقتصادی است که این رقبای قدیم را با هم متحد می کند؟

  این نخبگان سیاسی که می دانند مردم به حلقه بسته شان اقبالی ندارند، پیش از انتخابات 2 راهبرد را هم زمان پیش می برند تا در هر صورت پیروز انتخابات باشند، اول اتحاد نخبگان سیاسی هر دو جناح سنتی، و تبلیغات گسترده و جنگ روانی علیه رقیب. و دوم خط اتهام تقلب و ابطال انتخابات تا در صورت شکست خط دوم را پیش ببرند. 

🔻در جریان انتخابات این درگیری هر روز پر رنگ تر می شود تا جایی که در مناظره موسوی و احمدی نژاد بحث این مدیران رانتی و بستگان آنها مطرح می شود، و فضای مردمی ضد این طبقه شکل می گیرد. از شعارهای معروف آن روز این بود که؛ «هرچی جواد مواده با احمدی نژاده» به این معنا که هرچه مستضعف و فقیر است طرفدار احمدی نژاد است، که این مویدی بر همین تقابل دو طبقه مستضعف و مرفه است. در آن سو نیز ائتلاف های بزرگی از نخبگان سیاسی، اقتصادی تا هنری برای حمایت از موسوی شکل می گیرد، که این مویدی دیگر بر این تقابل مردمی-نخبگانی است.

  حمایت گسترده طبقه نخبگان برای موسوی توهم ایجاد می کند که اکثریت مردم طرفدار او هستند، در حالیکه فقط اکثریت قلیل نخبگان هستند که طرفدار اویند. تهران که مرکز این طبقه و مرکز رانت و مرکز توزیع همه سرمایه های مالی و نفتی است، نقش محوری در این فتنه می یابد.

   ساختار نفت زده اقتصاد و سیاست ایران عامل اصلی فتنه 88 است، عاملی خطرناک که اگر درمان نشود هر زمان دیگر می تواند «فتنه انگیز» باشد .امروز هم متاسفانه این مدیران رانتی باتوجه به استمرار تحریمهای نفتی ناراحتند ، و به هر دری می زند، تا نفت را بار دیگر بصورت حداکثری صادر کنند. البته این ساختار معتاد به نفت، که اساسا #تولید_و_اشتغال غیرنفتی برایش به صرفه نیست، و #برجام را شکست خورده یافته است، راهی جز کوچک کردن، سفره مردم و یارانه بگیران نمی شناسد.


❌براین اساس، تقابلهای آینده می تواند تقابل مجدد این دو طبقه، توزیع کننده و دریافت کننده نفت باشد، با این تفاوت که این بار مردم و یارانه بگیران، بخواهند حق شان را از طبقه مدیران توزیع کننده بگیرند، و این طبقه را از قدرت به زیر بکشند.


(تحلیل عملکرد مردم شهرستان ها در انتخابات ، از دیدگاه نظریه برجسته سازی )

 

همیشه بعد از انتخابات ها ، یکی از گلایه های اصلی بچه مذهبی ها این است که مردم شهرستان ها شعور سیاسی ندارند و به صورت قبیله ای رأی می دهند .

 

قدیم ندیما به خودم می گفتم که شعور تهرانی ها بیشتر از شهرستانی ها است . امّا الآن چنین نظری ندارم . نظر فعلی حقیر :

 

شیوه ی فکری مردم تهران با شهرستان ها ، یکی است و تفاوت آن ها در محتوای تفکّر است .

یعنی مردم تهران به چیزی فکر می کنند که شهرستانی ها فکر نمی کنند . یکی از علل این تفاوت محتوایی هم رسانه ها هستند .

توضیح آنکه چون در تهران رسانه های زیادی فعال هستند ، مردم با مشکلات شهر خود که پایتخت هم هست ، خیلی بیشتر درگیر می شوند ، در نتیجه به عملکرد مسئولین حساس تر می شوند و در انتخابات آگاهانه تر عمل می کنند .

ولی در شهرستان ها ، چون غالبا رسانه ی محلّی وجود ندارد و مردم از اخبار شهر آگاه نمی شوند ، مردم اصلا نمی دانند که اسم مسئولین شهرشان چیست ؟ وظایفشان چیست ؟ و ... در نتیجه در هنگام انتخابات ، به صورت فامیلی و قبیله ای رأی می دهند .

 

و الّا منظق فکری مردم در تهران و شهرستان ها  ، یکی است . در هر دوجا ، مذهبی ها به کاندیدای مذهبی رأی می دهند . بقیه هم به کسی که آب و یونجه  ی بیشتری به آنها بدهد . منطق یکی است . محتوای متفاوت است .

 

اسم قشر دانشجو را هم به میان نیاورید و نگویید که تهران قشر باسواد بیشتری دارد . الآن در شهرستان ها هم پر است از دانشگاه های آزاد ، پیام نور  ، جامع علمی کاربری و .... الی ماشاءالله . آنها از مردم بی سواد هم بدتر هستند، زیرا منطق آنها از شکم ، به زیر شکم  تنزّل کرده است . ( البته این نسبت ها از دانشجویان مذهبی و دغدغه مند به دور است . )

 

خیلی از نظریات علمی آنها هم دروغ است . خودشان هم می دانند که دارند نظریات پوسیده ی 70 سال پیش اروپا را دارند در ایران رواج می دهند .

 

شاهد دیگر آنکه عملکرد مردم تهران و شهرستان ها ، در انتخابات ریاست جمهوری ، شبیه هم است . یعنی چون اخبار سراسری را ، همه نگاه می کنند ، در عملکرد سراسری هم شبیه به هم هستند .

 

خلاصه ، بچّه مذهبی اگر می خواهند فضای شهرستان را از حالت قومی-قبیله ای خارج کنند ، باید رسانه ی محلی داشته باشند  ، تا مردم به چیزی فکر کنند که آنها می خواهند ، در نتیجه مردم به کسی رأی می دهند که آنها می خواهند .


ان شاءالله در باب رفتار تهرانی ها ، بعدا بیشتر خواهم نوشت .