اقیانوس سیاه

یادداشت اجتماعی و جامعه شناختی

اقیانوس سیاه

یادداشت اجتماعی و جامعه شناختی

اقیانوس سیاه

مطالعات عمومی و - شاید - تخصصی

فقط یادداشت است نه بیشتر.
به شدت پذیرای نقد و اشکالات هستم . ( البته نقد علمی )
اصلا برای همین اسم حقیر را ذکر نکردم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

علمای لخت!

يكشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۷، ۰۵:۰۲ ب.ظ

علمای لخت!

قبل از هرچیز باید بگوییم که اصلا قصد داوری ارزشی ندارم و فقط در حال بیان حقایق هستم.

اخیرا  عده ای ، از جمله خود مراجع ، نگران شأن مرجعیت شده اند و بیان می دارند که باید حرمت آن حفظ شود. خصوصا بعد از نامه ی اخیر آیت الله یزدی .

این جماعت از این نکته غافل هستند که حرمت مراجع ، یک مساله ی فرمایشی نیست که با چند توصیه و سخنرانی حفظ شود. اگر نگوییم تمام آن ، حداقل بخش اعظم آن ، از رفتار و عملکرد خود مراجع و علما ناشی می شود. این خود مراجع هستند که با رفتار و کردار خود ، حرمت خود را از بین برده اند. این حرمت اندکی هم که الآن دارند ، حرمتی پوشالی است و به زودی از آن هم اثری باقی نخواهد ماند.

بهترین مثال برای وضعیت فعلی ، داستان پادشاه لخت است. امّا داستان چیست ؟

(( خیاطی وارد شهر شد و به پادشاه پیشنهادی ویژه داد: بهترین لباس دنیا را برایت می دوزم. این لباس را فقط حلال زاده ها می توانند ببینند. پادشاه با خوشحالی موافقت کرد.
بعداز مدت ها پادشاه نخست وزیر را به دیدن لباس فرستاد. اما وی هر چه نگاه کرد چیزی ندید، از ترس اینکه حرام زاده شناخته شود، به تعریف پرداخت. دیگران نیز چنین کردند.
تا بالاخره نوبت به خود پادشاه رسید البته او هم چیزی ندید و پیش خود گفت معلوم می شود من یکی در میان این همه حلال زاده نیستم! خیاط لباس موهوم را به تن پادشاه راست و درست می کردند و آن بیچاره لخت ایستاده بود و از ترس سخن نمی گفت.
قرار شد جشنی در شهر به پا شود تا پادشاه لباس تازه را بپوشد. مردم نیز با آنکه هیچ کدامشان لباسی بر تن پادشاه نمی دیدند، از ترس تهمت حرامزادگی لباس جدید را به پادشاه تبریک می گفتند.

کودکی از میان مردم فریاد زد این چرا لخت است؟ هرچه مادر بیچاره اش سعی کرد او را از تکرار این حرف منصرف کند نتوانست. کودک دوباره به سماجت گفت: چرا پادشاه لخت است؟ کم کم یکی دو بچه دیگر نیز همین حرف را تکرار کردند و بعضی از تماشاچیان با تردید این حرف را برای هم نقل کردند و دیری نگذشت که جمعیت یکپارچه فریاد زد که «پادشاه لخت است

 

 

آری ، علمای ما لخت هستند و زمزمه ی لخت بودن آن ها شروع شده است.

شاهد لخت بودن علما هم این است که چند وقت یکبار ، سخن می گویند یا عملی از آن ها سر می زند که دهان همگان از تعجب باز می ماند . در این زمان ، دلسوزان مرجعیت وارد میدان می شوند و می گویند که اشکالی ندارد ، اینها پیر هستد و اطرافیانشان در بیوت ، آن را کنترل می کنند و الّا چیزی در دلشان نیست و همگی محب امام و رهبری هستند و این نظام را قبول دارند.

بسیاری از طلاب جوان ، شور و شعور انقلابی دارند ، امّا نمی توانند عملکرد علما را هضم کنند. در نتیجه قضیه را حمل به خیر می کنند و چنین نگاهی پیدا می کنند. اگر می خواستند حمل به شر بکنند که دیگر  خودتان باید حدس بزنید چه میشد.

اصلا  این اندک عملکرد علما و مراجع را کنار بگذارید. به بی عملی آن ها دقت کنید. طوفان فساد و فحشای اخلاقی و سیاسی و اقتصادی و ... دارد مملکت را در می نوردد ،  امّا علما و مراجع واکنش مناسب و به موقعی ندارند. در این شرایط ، وضعیت افراد سکولار و بی دین و ... مشخص است : هیچ احترامی برای علما قائل نیستند. متدینین انقلابی هم  که دلسوز وضعیت فعلی انقلاب هستند ، می بینند که از علما و مراجع ، آبی برای انقلاب و مملکت گرم نمی شود ، در نتیجه بی خیال مراجع و علما می شوند و با آن ها مانند قرآن روی داشبورد ماشین ، تعامل می کنند.

 

اگر بخواهم ، به اختصار و به زبان جامعه شناسی وضعیت مرجعیت را بیان کنم ، نتیجه این می شود :

مرجعیت ، کارکرد خود را از دست داده است و در نتیجه به طور خودکار ، جامعه آن را حذف یا تضعیف می کند.

 

نکته اول : من با استثنائات کاری ندارم. ممکن است عده ای از علما و مراجع شامل این مطلب نشوند.

نظرات  (۲)

درسته که مرجعیت در حال حاضر در جامعه به معنی عام اثرگذاری چندانی ندارن، اما به نظیم این صرفا به خاطر ضعف خود مراجع نیست، به علت ساختارهاست

به عنوان مثال در ساختار حکومتی ما هیچ جایگاهی برای مراجع تعریف نشده، لذا از حیث قانونی مواضع مراجع تاثیری بر عملکرد دستگاه ها نداره و در نتیجه این اتفاق، به حاشیه رفتن مراجع از بطن جامعه ست

یکی دیگه از مسائل مربوطه اینه که ساختارهای سازمانی باعث شده که ائمه جمعه درگیر مسائل مردم منطقه خودشون نباشن و در نتیجه به تدریج منزوی بشن
یعنی به جای اینکه روحانیت به عنوان کارشناس دینی برای جامعه دینی، محل رجوع مردم باشن، این سازمان ها و افرادی بعضا غیردینی هستن که محل رجوع جامعه دینی شدن. طبعا این فاصله های ساختاری با کارشناسان دینی، باعث منزوی شدن اوناها و دوری مردم از دین میشه

البته حوزه نباید دست رو دست بذاره و شاهد منزوی شدنش باشه و باید سعی کنه که به طروق مختلف برگرده به موقعیت اصلیش، الحمدالله داره تو این زمینه هم کارای خوبی صورت میگیره، منتهی کار خیلی سختیه
پاسخ:
یه بخشی رو شاید بشه به ساختارها ارجاع داد. اما بخش زیادی رو نه. 

باور کنید اگر مراجع در چهارچوب همین قانون اساسی و اختیاراتی که قانون  برای یک شهروند عادی قائل شده ، از ظرفیت هاشون استفاده می کردند ، اوضاع اینطوری نیود.


اگر فرصت شد بعدا یه مطلبی راجع به کلیساهای آمریکا میذارم.  اون ها هم جایگاه خاصی ندارند . ولی خیلی فعال هستند. چندین برابر ما. اگر حوزه ها و مراجع ، از تمام ظرفیت خودشون در همین چهارچوب استفاده می کردند ، اوضاع اینطوری نمیشد.

البته بنده خودم امید به اصلاح دارم.

ممنون از نظرتون
  • منتظر المهدی
  • وای از بی عملی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">