اقیانوس سیاه

یادداشت اجتماعی و جامعه شناختی

اقیانوس سیاه

یادداشت اجتماعی و جامعه شناختی

اقیانوس سیاه

مطالعات عمومی و - شاید - تخصصی

فقط یادداشت است نه بیشتر.
به شدت پذیرای نقد و اشکالات هستم . ( البته نقد علمی )
اصلا برای همین اسم حقیر را ذکر نکردم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

جلوتر از رهبری حرکت کنیم یا نه!؟

چهارشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ۰۵:۰۰ ب.ظ
یه چیزی که خیلی ذهن من رو درگیر کرده ، این هستش که آیا ما مجازیم جلوتر از رهبری حرکت کنیم یا نه ؟!

در نگاه اوّل ، به نظر میاد که همیشه باید تابع رهبری باشیم.

امّا ...
وقتی از طرفی ، جهل و بی سوادی مردم رو می بینم.
و از طرف دیگه ، حضور انبوه شیّادان رو در پست های کلیدی مملکت و در اطراف رهبری می بینیم،

نتیجه می گیریم که خیلی از جاها ، رهبر مملکت نمی تونه حقیقت رو بیان کنه یا طبق حقیقت دستور بده و مجبور میشه که بنابر مصالحی ، نظرات خلاف واقع داشته باشه.

خب در این مواقع ، رهبری مقصر نیست. چون چاره ی دیگری نداره.

خب کی مقصره ؟!

مقصر ما هستیم !

زیرا نتوانستییم یاران خوبی برای رهبرمان باشیم و جلو شیادان را بگیریم.

فرضیه ی من اینه که ما باید خودمان حق و حقیقت را بشناسیم و در مواردی که رهبری ، تقیه می کنند ، خودمان مسیر حق را پی گیری کنیم.
همچنین ما باید خودمان با شیادان و خیانت کاران ، مقابله کنیم ، و آن ها را از تخت قدرت به زیر بکشیم ، ولو اینکه مقام معظم رهبری ، بگوید آن ها خائن نیستند.

نظرات  (۴)

اول اینکه از کجا میگی رهبر تقیه می کنند
۲ اینکه از کجا به این رسیدی که مردم جاهل هستند 

اسه اینکه به چه روشی میخواهی به زیر بکشی ؟  هرج و مرج؟


پاسخ:
منظورم از تقیه ، شاید با معنای فقهی اون سازگار نباشه. منظورم اینه که رهبری نمی تونن اونجور که صلاح م دونن ، مملکت رو اداره کنن.
شاهدش هم همین مسائل ، نظیر برجام ، لایحه ی پولشویی و ... هستش. مسئولین دیگر مثل رئیس جمهور و مجلس و ... کار خودشون رو می کنن.


شاید واژه ی جاهل برای مردم درست نباشه. مردم آگاه هستند. امّا آگاهی اونها به اندازه ای نیست که گول نخورن ! یعنی صاحبان قدرت و ثروت و رسانه ، همیشه یه حیله ای می زنند و مردم رو به سمت خودشون می کشند. متاسفانه مذهبی ها هم از جهت تبلیغی و رسانه خیلی عقب هستند.

حالا اینکه از چه راهی رو هنوز روش فکر نکردم. دنبال هرج و مرج هم نیستم. اگر قراره کاری بشه ، باید در چارچوب  همین نظام جمهوری اسلامی و فقه شیعه باشه. ولی یه طور نباشه که دائم منتظر دستور از بالا باشیم. 

پایان نامه ی حقیر ، راجع به آتش به اختیار فرهنگی در سیره هستش. امّا چون هنوز طرح تحقیق بنده تصویب نشده ، کارها رو به صورت جدی پیگیری نکردم. إن شاءالله راهش هم پیدا میشه.
  • آ میـMiRـزا
  • سلام

    منم با نظرات آقا مرتضا موافقم و همون سوالات رو دارم.
    چون خود رهبری بارها فرمودند که با کسی تعارف ندارند و آنچه را که باید بگن رو بدون ملاحظه مطرح میکنن
    مصادیقی هم که اشاره کردین باید با نیم نگاهی به وظایف رهبری در قانون اساسی، چوبکاری بشه، چون تا جاییکه از قوانین بدست میاد در مواردی که اشاره داشتین، وظیفه ای بیشتر از انذار و تبشیر نبوده و نیازی به ورود مستقیم نبوده (به دنبال مصادیقی باشیم که رهبری ورود داشتند، مثل مسائل نانو ذرات، موشکی و سوریه و یا شهدای یمن!)

    البته منم چند وقتی درگیر همین مسئله بودم همش هم این جمله توی ذهنم میومد که "المتقدم لهم مارق و المتاخر عنهم زاهق و الازم لهم لاحق" ولی یکم بزرگتر که شدم، رسیدم به اینکه اگر در طول نظر امام جامعه حرکت کنیم هرچند که جلوتر از امام به نظر بیاد ولی جز متقدیم نیست! چون در طول نظر ایشان هست! (البته استنباط ضعیفیه و باید خیلی روش کار بشه)
    سرت رو به درد آوردم
    یا علی
    پاسخ:
    برای قسمت  اوّل سوالتون، یک پاسخی به آقامرتضا دادم. به نظرم اون کافی بود. امّا إن شاء الله یک پست دیگه میذارم، شاید روشن تر بشه.


    برای قسمت دوم هم که فرمودید، باید عرض کنم که احادیثی و نقل هایی که در رباطه با ائمّه علیهم السّلام ، وارد شده، لزوما درباره ی ولی فقیه هم صادق نیست.
    خیلی خوشحال میشم یافته هاتون رو اینجا هم بذارید تا هم استفاده کنیم هم اگه چیزی به ذهنمون رسید بگیم :)

    + خب الان معلوم شد که اون چیزی که نمیذاره رهبر اون جوری که میخواد مسائل رو مدیریت کنه مردم هستند. مردمی که متاثر از رسانه و فریب های روانی میتونن بشن، و شب انتخابات یه جور خاصی تصمیم بگیرند که دلایلشون بین خودشون و خدای خودشون محفوظه


    یعنی اگه شما میخای دولت و مجلس رو بهبود بدی تا با اهداف انقلاب هماهنگ باشن باید از ریشه شروع کنید یعنی از صندوق های رای ...

    اینا فعلا به ذهن من رسید
    پاسخ:
    این که بگیم صرفا باید بریم دنبال مردم ، نه.

    إن شاء الله در آینده راجع به فلسف قدرت بحث می کنم. اونجا مشخص میشه که قدرت ریشه هایی داره و باید بریم سراغ اونها.

    ولی خب مسلمه که یکی از منابع قدرت مردم هستند. امّا چگونه باید بریم سراغ مردم؟!
    رهبری خودشون گفتن تمام نظرات من همین‌هایی است که در علنی می‌گم، و اینکه در جلسات خصوصی نظری دیگر دارم، حقیقت ندارد...
    اصلا احتیاجی نیست جلوتر برویم، مشکل از آن‌جا است که تابعیت ما از رهبری مشکل دارد، در ولایت مشکل داریم
    پاسخ:
    اگر دقت بفرمایید، شما دارید صورت مساله رو عوض می کنید. من کی گفتم رهبری در علن و خفا متفاوت هستند؟! 

    بماند که این رو شما قبول دارید که رهبری یه چیزهایی رو در علن نمیگن!

    حرف بنده اینه که رهبری یه سری جاها به کلی گویی بسنده می کنند.

    یه سری جاها هم مصلحت سنجی می کنند و اون چیزی که حق و حقیقت هستش رو نمی گن. نه در خفا و نه در علن.

    چرا این کارها رو می کنن، چون اصلا ظرفیتش وجود نداره که بیان بگن.

    الان این حرف بنده غلطه ؟

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">