اقیانوس سیاه

یادداشت اجتماعی و جامعه شناختی

اقیانوس سیاه

یادداشت اجتماعی و جامعه شناختی

اقیانوس سیاه

مطالعات عمومی و - شاید - تخصصی

فقط یادداشت است نه بیشتر.
به شدت پذیرای نقد و اشکالات هستم . ( البته نقد علمی )
اصلا برای همین اسم حقیر را ذکر نکردم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۵ مطلب در آبان ۱۳۹۷ ثبت شده است

جلوتر از رهبری حرکت کنیم یا نه ؟! قسمت دوم

جمعه, ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ۰۵:۰۰ ب.ظ

داستان اوّل: قتل فامیل عثمان


پیامبراکرم (صلّی الله علیه و آله وسلّم)، پس از فتح مکه، دستور قتل عده ای را صادر می کنند.

یکی از این افراد، فامیل عثمان بود.

عثمان، فامیل خود را پنهان می کند و در زمانی که امام علی (علیه السّلام) حضور نداشتند، او را نزد پیامبراکرم(صلّی الله علیه و آله) می برد و در خواست عفو می کند.

آن حضر ابتدا امتناع کردند و سکوت کردند. امّا با اصرار چندباره ی عثمان، حضرت او را بخشیدند.

پس از خروج عثمان و فامیلش از مجلس، حضرت رو اطرافیان کردند و فرمودند: چرا او را نکشتید؟

اطرافیان گفتند که اگر اشاره می کردید، می کشتیم.



داستان دوم: امام هادی (علیه السّلام) دستور قتل فردی به نام فارس بن حاتم را صادر می کنند و به صورت عمومی به شیعیان امر می کنند که او را بکشید. امّا کسی او را نکشت. حضرت پس از دیدن این مساله، فردی را به سراغ یکی از اصحاب می فرستند و از طریق فرستاده به او می گویند که فارس بن حاتم را بکش.


آن فرد می گوید که امام باید به خودم مستقیما امر بکند.

کار به جایی می رسد که امام شخصا به آن فرد دستور می دهند و حتِی سلاح قتل را نیز خود امام مشخص می کنند تا فارس بن حاتم کشته می شود.





امّا عبرت :

وفتی رهبر مملکت، فرمان مبارزه با تحجّر یا غربگرایی را صادر می کنند، عده ای منتظرند که رهبری اسم ببرند.

ما باید خودمان شعور داشته باشیم و مصادیق تحجّر و غربگرایی را پیدا کنیم.


الآن یکی از مصادیق تحجّر، بسیاری از مراجع تقلید هستند. امّا واقعا شما منتظرید که  رهبری بیاد دستور بده تا با اینها مقابله بشه ؟! اصلا رهبری میتونه چنین دستوری بده؟! 


یا مثلا همین دولت و حزب اصلاحات و به قول خودشون عالی جناب سرخ پوش، همه شون تو لشکر غرب هستند و غربگرایند. البته این آخری تو استخر مرد.

حالا ما باید منتظر باشیم که رهبری بیان و اسم و ببرند و مشخص کنند که باید این ها مقابله بشه؟!


باید خودمون بزنیم به دل قضیه !



البته این به معنای قانون شکنی نیست.

قرار نیست چارچوب های قانونی رو بذاریم زیر پا.

در همین چارچوب هم میشه  با تحجر و غربگرایی مقابله کرد.


کتاب : زیبایی شناسی و فلسفه رسانه

جمعه, ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ۱۲:۳۸ ب.ظ

یه سری مقالات ترجمه شده است ، زیر نظر سید حسن حسینی.


این کتاب رو خواندم. البته نه همه ش رو.

یعنی یه سری جاهاش رو نخوندم.

یک سری جاهاش رو خوندم و خوشم نیومد.

یه سری جاهاش رو خوندم و نفهمیدم.


امّا یه سری جاهاش رو خوندم و خیلی قشنگ و مفید بود. اون هم بخش مقایسه ی نظریات فلسفه رسانه بود.

چند وقتی بود که می گشتم. امّا یه کتاب به درد بخور پیدا نمی کردم.


در این کتاب، نظریات مک لوهان، نیل پستمن و هایدگر به خوب تبیین شده و اگر دنبال یه چارچوب نظری خوب در باب رسانه باشید، احتمالا این کتاب به درد شما میخوره.


البته به عنوان یک محقق مسلمان، این نظریات کافی نیست. بلکه در باب فلسفه علوم اجتماعی هم باید یک دستی داشته باشید تا بتونید دیدگاه خودتون رو تکمیل کنید. 


در نهایت، به نظرم دیدگاه نیل پستمن با فلسفه صدرایی سازگار هستش.



این که این نظریه ها به چه درد می خوره :

1. یکیش رو که گفتم. در تحقیقات اسلامی، به تشکیل چارچوب نظری شما کمک می کنه.

2. امّا در کارهای روزمره هم مفیده. مثلا اگر شما یک فعال فرهنگی باشید، حتما باید به سراغ رسانه بروید. خب تعامل شما با رسانه چگونه خواهد بود؟

بسیاری از حرکات رسانه ای بچّه مذهبی ها، به صورت استراتژیک اشتباه هستش. یعنی این بچّه مذهبی ها میرن تو دل هر چی تلگرام و اینستاگرام و سروش و ایتا و ... . در حالی که خود این رسانه ها، فارغ از محتواشون، آسیب رسان هستند. 


به عبارت دیگه، ماهیت رسانه های فعلی آسیب زا هستند، یعنی حتّی اگر محتوای خوبی هم داشته باشید، بازهم کار به جایی نخواهید برد. 

اگر هم مجبور بشید که از این رسانه ها استفاده کنید، باید آداب اون رو رعایت کنید.




جلوتر از رهبری حرکت کنیم یا نه!؟

چهارشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ۰۵:۰۰ ب.ظ
یه چیزی که خیلی ذهن من رو درگیر کرده ، این هستش که آیا ما مجازیم جلوتر از رهبری حرکت کنیم یا نه ؟!

در نگاه اوّل ، به نظر میاد که همیشه باید تابع رهبری باشیم.

امّا ...
وقتی از طرفی ، جهل و بی سوادی مردم رو می بینم.
و از طرف دیگه ، حضور انبوه شیّادان رو در پست های کلیدی مملکت و در اطراف رهبری می بینیم،

نتیجه می گیریم که خیلی از جاها ، رهبر مملکت نمی تونه حقیقت رو بیان کنه یا طبق حقیقت دستور بده و مجبور میشه که بنابر مصالحی ، نظرات خلاف واقع داشته باشه.

خب در این مواقع ، رهبری مقصر نیست. چون چاره ی دیگری نداره.

خب کی مقصره ؟!

مقصر ما هستیم !

زیرا نتوانستییم یاران خوبی برای رهبرمان باشیم و جلو شیادان را بگیریم.

فرضیه ی من اینه که ما باید خودمان حق و حقیقت را بشناسیم و در مواردی که رهبری ، تقیه می کنند ، خودمان مسیر حق را پی گیری کنیم.
همچنین ما باید خودمان با شیادان و خیانت کاران ، مقابله کنیم ، و آن ها را از تخت قدرت به زیر بکشیم ، ولو اینکه مقام معظم رهبری ، بگوید آن ها خائن نیستند.

علمای لخت 2 : خدا پدر شاه رو بیامرزه ! :)

چهارشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۳۲ ق.ظ

در ادامه ی مطلب قبلی ، با همین عنوان.



داشتم در مورد رسانه ها مطالعه می کردم.

دیدم غول های بزرگ رسانه ای در دنیا ، غالبا یهودی هستند. البته از هند خبری ندارم.

این وسط ، سر مسیحی ها هم بی کلاه نمونده بود. رسانه های اونها ، اگر چه غول نبود ، امّا از جهت کثرت خیلی زیاد بود. اگر استباه نکنم ، فقط تو آمریکا ، بیش 400 سبکه تلویزیونی مسیحی وجود داره.

این ها به کنار ، باز هم اگر اشتباه نکنم ، بیش از 250 شبکه ی ماهواره ای فارسی زبان ، علیه جمهوری اسلامی فعالیت می کنند.


اون وقت نمی دونم  این علمای دارن چه کار می کنن؟!  آیا هنوز متوجّه اهمیت رسانه نشدن ؟!


به نظرم اگر این صدا و سیمای زپرتی هم ، از قبل از انقلاب وجود نداشت ، دیگه به فکر علما نمی رسید که باید رسانه داشته باشند.


باز خدا پدر شاه رو بیامرزه که اینو ساخت و داد به دست انقلاب !      :)







اینم بگم ، انگ ضد انقلاب و ضد ولایت فقیه به من نزنید. سخنان گوره بار من :)))   ناظر به جو غالب مملکت هستش. وگرنه همه می دونن که استثنائاتی نظیر مقام معظم رهبری و برخی روحانیون انقلابی دیگر هم وجود داره !

علمای لخت!

يكشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۷، ۰۵:۰۲ ب.ظ

علمای لخت!

قبل از هرچیز باید بگوییم که اصلا قصد داوری ارزشی ندارم و فقط در حال بیان حقایق هستم.

اخیرا  عده ای ، از جمله خود مراجع ، نگران شأن مرجعیت شده اند و بیان می دارند که باید حرمت آن حفظ شود. خصوصا بعد از نامه ی اخیر آیت الله یزدی .

این جماعت از این نکته غافل هستند که حرمت مراجع ، یک مساله ی فرمایشی نیست که با چند توصیه و سخنرانی حفظ شود. اگر نگوییم تمام آن ، حداقل بخش اعظم آن ، از رفتار و عملکرد خود مراجع و علما ناشی می شود. این خود مراجع هستند که با رفتار و کردار خود ، حرمت خود را از بین برده اند. این حرمت اندکی هم که الآن دارند ، حرمتی پوشالی است و به زودی از آن هم اثری باقی نخواهد ماند.

بهترین مثال برای وضعیت فعلی ، داستان پادشاه لخت است. امّا داستان چیست ؟

(( خیاطی وارد شهر شد و به پادشاه پیشنهادی ویژه داد: بهترین لباس دنیا را برایت می دوزم. این لباس را فقط حلال زاده ها می توانند ببینند. پادشاه با خوشحالی موافقت کرد.
بعداز مدت ها پادشاه نخست وزیر را به دیدن لباس فرستاد. اما وی هر چه نگاه کرد چیزی ندید، از ترس اینکه حرام زاده شناخته شود، به تعریف پرداخت. دیگران نیز چنین کردند.
تا بالاخره نوبت به خود پادشاه رسید البته او هم چیزی ندید و پیش خود گفت معلوم می شود من یکی در میان این همه حلال زاده نیستم! خیاط لباس موهوم را به تن پادشاه راست و درست می کردند و آن بیچاره لخت ایستاده بود و از ترس سخن نمی گفت.
قرار شد جشنی در شهر به پا شود تا پادشاه لباس تازه را بپوشد. مردم نیز با آنکه هیچ کدامشان لباسی بر تن پادشاه نمی دیدند، از ترس تهمت حرامزادگی لباس جدید را به پادشاه تبریک می گفتند.

کودکی از میان مردم فریاد زد این چرا لخت است؟ هرچه مادر بیچاره اش سعی کرد او را از تکرار این حرف منصرف کند نتوانست. کودک دوباره به سماجت گفت: چرا پادشاه لخت است؟ کم کم یکی دو بچه دیگر نیز همین حرف را تکرار کردند و بعضی از تماشاچیان با تردید این حرف را برای هم نقل کردند و دیری نگذشت که جمعیت یکپارچه فریاد زد که «پادشاه لخت است

 

 

آری ، علمای ما لخت هستند و زمزمه ی لخت بودن آن ها شروع شده است.

شاهد لخت بودن علما هم این است که چند وقت یکبار ، سخن می گویند یا عملی از آن ها سر می زند که دهان همگان از تعجب باز می ماند . در این زمان ، دلسوزان مرجعیت وارد میدان می شوند و می گویند که اشکالی ندارد ، اینها پیر هستد و اطرافیانشان در بیوت ، آن را کنترل می کنند و الّا چیزی در دلشان نیست و همگی محب امام و رهبری هستند و این نظام را قبول دارند.

بسیاری از طلاب جوان ، شور و شعور انقلابی دارند ، امّا نمی توانند عملکرد علما را هضم کنند. در نتیجه قضیه را حمل به خیر می کنند و چنین نگاهی پیدا می کنند. اگر می خواستند حمل به شر بکنند که دیگر  خودتان باید حدس بزنید چه میشد.

اصلا  این اندک عملکرد علما و مراجع را کنار بگذارید. به بی عملی آن ها دقت کنید. طوفان فساد و فحشای اخلاقی و سیاسی و اقتصادی و ... دارد مملکت را در می نوردد ،  امّا علما و مراجع واکنش مناسب و به موقعی ندارند. در این شرایط ، وضعیت افراد سکولار و بی دین و ... مشخص است : هیچ احترامی برای علما قائل نیستند. متدینین انقلابی هم  که دلسوز وضعیت فعلی انقلاب هستند ، می بینند که از علما و مراجع ، آبی برای انقلاب و مملکت گرم نمی شود ، در نتیجه بی خیال مراجع و علما می شوند و با آن ها مانند قرآن روی داشبورد ماشین ، تعامل می کنند.

 

اگر بخواهم ، به اختصار و به زبان جامعه شناسی وضعیت مرجعیت را بیان کنم ، نتیجه این می شود :

مرجعیت ، کارکرد خود را از دست داده است و در نتیجه به طور خودکار ، جامعه آن را حذف یا تضعیف می کند.

 

نکته اول : من با استثنائات کاری ندارم. ممکن است عده ای از علما و مراجع شامل این مطلب نشوند.