اقیانوس سیاه

یادداشت اجتماعی و جامعه شناختی

اقیانوس سیاه

یادداشت اجتماعی و جامعه شناختی

اقیانوس سیاه

مطالعات عمومی و - شاید - تخصصی

فقط یادداشت است نه بیشتر.
به شدت پذیرای نقد و اشکالات هستم . ( البته نقد علمی )
اصلا برای همین اسم حقیر را ذکر نکردم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۲ آذر ۹۶، ۰۷:۴۵ - رضا
    D:
  • ۲۰ مهر ۹۶، ۱۷:۲۰ - سکوت عشق
    :|

۶۳ مطلب با موضوع «فرهنگی» ثبت شده است

در بحث میزبانی جام باشگاه های آسیا ، قطر جلوی عربستان ایستاد و از حق خودش دفاع کرد و میزبانی خودش رو حفظ کرد . 


اما ایران نتونست از حق خودش دفاع کنه و باید کشور ثالثی رو به عنوان میزبان انتخاب کنه .


به نظر شما ، این دولتی ها که اندازه ی چهارتا شیخ قطری عرضه ندارن از حق مسلم و واضح ایران در مقابل عربستان زپرتی دفاع کنند ، آیا می تونن در عرصه های بالاتر و مهم تر ، از حقوق ایران در مقابل قدرت های استعماری دفاع کنند ؟!

مراقب دید و بازدید ها باشید!

پنجشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ



این مذهبی هایی که بدون دلیل موجه و با اختیار ( به قیدها دقت شود)  در مناطقی زندگی می کنند که که گناه زیاد است یا با همان شرایط ، با اقوامی بی دین و بی مبالات ، معاشرت می کنند ، باید بدانند که با این کارشان موجب عادی شدن گناه می شوند ، در نتیجه ، در گناه آن فرد ، شریک هستند.


مگر اینکه دلیل موجهی وجود داشته باشد ، مثلا فرد ، اهل امر به معروف و نهی از منکر باشد ، یا توانایی جابجابی نداشته باشد ، یا هر مصلحت مهم دیگر .




خیلی از اینها که بالاشهر تهران و کنار نجومی خوارها ، مرفهین بی درد ، رشوه خوارها ، خرام خوارها ، ... زندگی می کنند ، اگر بی دلیل باشد ،  نه تنها در گناه آنها شریک هستند و در قیامت ، کارنامه ای پر از حق الناس خواهند داشت .

علت تفاوت عملکرد مردم تهران و شهرستان ها

چهارشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ



وقتی در تهران قدم می زنید ، خیلی احساس راحتی می کنید .

انگار که کسی مزاحم شما نیست و همه به عقاید شما احترام می گذارند.احساس می کنید که در بین فرهیختگان قدم می زنید .

ولی در شهرستان اینگونه نیست .

اما علت چیست ؟

در شهر بزرگی مثل تهران به دلیل وجود افراد با عقاید مختلف ، مردم حوصله درگیری و اختلاف ندارند ، چون اگر بخواهند درگیر شوند ، با این تنوع و اختلاف ، قضیه بیخ پیدا می کند ، برای همین کاری به کار یکدیگر  ندارند . 

اما در شهرهای کوچک ، هرچه تنوع فرهنگی کمتر می شود ، این بی تفاوتی هم کمتر می شود .

پس نباید خیال کنید که تهرانی ها قوم بافرهنگ و شعوری هستند که به عقاید هم احترام می گذارند ، بلکه حقیقت این است که بی تفاوت هستند و حال و حوصله درگیری ندارند .

پدر این بچه کیست ؟

سه شنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ

بعد از عمروعاص نامشروع تر از لیبرالیسم ندیدم.

اصلا معلوم نیست باباش کیه ؟

یه میگه آدام اسمیت !

یکی میگه جان لاک !

یکی دیگه هم میگه جان استوارت میل !


تازه یکی می گفت باباش در مناطق مختلف فرق می کنه ، مثلا تو ایران یه نفره ، تو عراق یکی دیگه ،!

البته مثل اینکه باباش تو ایران مرده !

چه گناهی بالاتر از رای به روحانی !

شنبه, ۹ دی ۱۳۹۶، ۰۷:۱۴ ب.ظ


هرچه میخواهم دعا کنم که خدا ! کمی از بلایای ما بکاه !  متوجه میشم که نمی شود !

ما مستحق بلایای بیشتری هستیم!

ما گناه کاریم ! آن همه چه گناهی !

۲۲ میلیون نفر از این مملکت ، به روحانی رای داده اند !

خوبان هم کمند !

 کسانی که عمق فاجعه را فهمیده اند ، به جرم افراط ، منزوی شده اند !

گناهی بالاتر از این سراغ دارید ؟


(تحلیل عملکرد مردم شهرستان ها در انتخابات ، از دیدگاه نظریه برجسته سازی )

 

همیشه بعد از انتخابات ها ، یکی از گلایه های اصلی بچه مذهبی ها این است که مردم شهرستان ها شعور سیاسی ندارند و به صورت قبیله ای رأی می دهند .

 

قدیم ندیما به خودم می گفتم که شعور تهرانی ها بیشتر از شهرستانی ها است . امّا الآن چنین نظری ندارم . نظر فعلی حقیر :

 

شیوه ی فکری مردم تهران با شهرستان ها ، یکی است و تفاوت آن ها در محتوای تفکّر است .

یعنی مردم تهران به چیزی فکر می کنند که شهرستانی ها فکر نمی کنند . یکی از علل این تفاوت محتوایی هم رسانه ها هستند .

توضیح آنکه چون در تهران رسانه های زیادی فعال هستند ، مردم با مشکلات شهر خود که پایتخت هم هست ، خیلی بیشتر درگیر می شوند ، در نتیجه به عملکرد مسئولین حساس تر می شوند و در انتخابات آگاهانه تر عمل می کنند .

ولی در شهرستان ها ، چون غالبا رسانه ی محلّی وجود ندارد و مردم از اخبار شهر آگاه نمی شوند ، مردم اصلا نمی دانند که اسم مسئولین شهرشان چیست ؟ وظایفشان چیست ؟ و ... در نتیجه در هنگام انتخابات ، به صورت فامیلی و قبیله ای رأی می دهند .

 

و الّا منظق فکری مردم در تهران و شهرستان ها  ، یکی است . در هر دوجا ، مذهبی ها به کاندیدای مذهبی رأی می دهند . بقیه هم به کسی که آب و یونجه  ی بیشتری به آنها بدهد . منطق یکی است . محتوای متفاوت است .

 

اسم قشر دانشجو را هم به میان نیاورید و نگویید که تهران قشر باسواد بیشتری دارد . الآن در شهرستان ها هم پر است از دانشگاه های آزاد ، پیام نور  ، جامع علمی کاربری و .... الی ماشاءالله . آنها از مردم بی سواد هم بدتر هستند، زیرا منطق آنها از شکم ، به زیر شکم  تنزّل کرده است . ( البته این نسبت ها از دانشجویان مذهبی و دغدغه مند به دور است . )

 

خیلی از نظریات علمی آنها هم دروغ است . خودشان هم می دانند که دارند نظریات پوسیده ی 70 سال پیش اروپا را دارند در ایران رواج می دهند .

 

شاهد دیگر آنکه عملکرد مردم تهران و شهرستان ها ، در انتخابات ریاست جمهوری ، شبیه هم است . یعنی چون اخبار سراسری را ، همه نگاه می کنند ، در عملکرد سراسری هم شبیه به هم هستند .

 

خلاصه ، بچّه مذهبی اگر می خواهند فضای شهرستان را از حالت قومی-قبیله ای خارج کنند ، باید رسانه ی محلی داشته باشند  ، تا مردم به چیزی فکر کنند که آنها می خواهند ، در نتیجه مردم به کسی رأی می دهند که آنها می خواهند .


ان شاءالله در باب رفتار تهرانی ها ، بعدا بیشتر خواهم نوشت .



عده ای میگویند فوتبال چیز خوبی است ! 


چون جوانان را سرگرم ورزش می کند و نمی گذارد آنها به دنبال فساد و اعتیاد و ... بروند .  🚭🚭🚭🚭


پاسخ :

اولا فوتبال یکی از اجزای فاسد دنیای مدرن است و پایه ی آن را ثروت و شهرت طلبی تشکیل می دهد و اگر این دو نباشند ، بازار فوتبال کساد خواهد شد . چگونه با شیء فاسدی می خواهیم جلوی فساد دیگری را بگیریم !؟


ثانیا:ج وانان ما به سمت اعتیاد می روند ، چون بنیان های معنوی آنان از ریشه سست است ، و هرروز به دنبال لذت جدیدی هستند و هیچ چیز حتی فوتبال هم نمی تواند جای خالی آن بنیان ها را پرکند .

استبداد حوزوی علیه اسلام ناب محمّدی !

چهارشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۵۹ ق.ظ



از سال های دور در حوزه های علمیه جریانی وجود داشت و دارد که کلّاً کرکره ی عقل را پایین کشده است و با تحجّر فراوان با پدیده های اجتماعی برخورد می کند و با حرکاتی نظیر ترویج قمه زنی ، موجبات بدنامی اسلام و مسلمین را فراهم می کند.امّا ......

با ورود امواج مدرنیسم ، این جریان به دلیل عدم توانایی در مقابله با آن و ناکارآمدی ، به به کنج حجره ها خزید ، ولی این دوره خیلی طول نکشید ، زیرا مدرنیسم مرد و طوفان  پست مدرنیسم و شک گرایی وارد این مملکت شد و این جماعت مانند هر فرقه ی گمراه دیگر به ماهی گیری از آب گل آلود جامعه پرداخت و جانی دوباره گرفت . 

این جریان توانایی اداره ی حکومت را ندارد و هیچگاه نمی تواند به سمت آن برود و از این جهت خطری ندارد زیرا افرادی که به این گروه ها جذب می شوند ، نه برای مسائل اجتماعی و حکومتی ، بلکه بیشتر برای مسائل شخصی به نزد آنان می روند ، در حقیقت روح سکولاریسم در جان آنان رسوخ کرده است و هنوز زخم های دنیای مدرن ، التیام پیدا نکرده است . امّا ....

این جریان می تواند هزینه های زیادی برای اسلام و مسلمین بتراشد و آن ها را دچار مشکل کند.از آنجایی که غالبا افراد مخ تعطیلی هستند ، به راحتی و بدون اینکه حتّی خودشان بفهمند ،  در زمین دشمنان اسلام ناب محمدی بازی می کنند .


به زبان فلسفی :

این جریان ، شأنی از شئون کفر و مرتبه ای از مراتب الحاد است .




برای این قسمت مطلب دیگری را در نظر داشتم ، امّا سرکلاس خاطره ی زیبایی از استاد شنیدم که دلم نیامد اینجا نیاورم :



تاریخ خاطره رو نفرمودن ولی اصل خاطره :



(( دکتر لنکرانی من را برای سخنرانی در همایشی دعوت کردند . قرار بود که من به صورت فلسفی به نقد نظریه تکامل داروین بپردازم و ایشان به صورت علمی .



من به آقای لنکرانی گفتم که دانشگاهیان هیاهو خواهند کرد و شدیدا به مقابله خواهند پرداخت .



آقای لنکرانی گفت که نه ، اینجا داشنگاه است و چنین نمی شود .



خلاصه ، همین که من سخنرانی را شروع کردم ، شروع کردند به سر و صدا و اصلا نمی گذاشتند من صحبت کنم.


آقای لنکرانی آمدند پشت میکروفن و گفتند : من نمی دانم چه بگویم ! ایشان به من گفت که شما گوش نمی کنید ، امّا من گفتم این جا داشنگاه است ، محیط علمی است ، و چنین برخوردی نمی شود ، امّا حالا با دیدن این صحنه ، اصلا از خجالت نمی دانم چه بگویم ! شما اصلا نگذاشتید که جمله ی ایشان منعقد شود !


پس از این صحبت ها ، جو آرام شد و گذاشتند من صحبت کنم . پس از من ، آقای لنکرانی صحبت کردند .



ایشان گفتند که بیش از صد دانشمند سطح بالای دنیا ، با نظریه تکامل داروین مخالفت کرده اند .



ناگهان جوانی که به نظرم دانشجوی دکتری آنجا بود ، با  صدای بلند گفت : 5 تا را نام ببر !



آقای لنکرانی هم شروع کرد به نام بردن . آن قدر نام برد که یکی از اساتید پا به سن گذاشته ی آنجا ، روی به آقای لنکرانی گفت : ادامه ندهید ، برایش بس است . ))



خلاصه ، اگر می خواهید معنای واقعی تعصّب و تحجّر و استبداد را بفهمید ، بروید در این دانشگاه ها ، و نظریه تکامل داروین را نقد کنید !



چنان برخوردی با شما خواهند داشت که اگر خدا را هم انکار کنید ، چنان برخوردی با شما نمی شود !


*اصل داستان همین بود ، حالا شاید کلماتی پس و پیش شده باشد.


*البته همه دانشگاه ها اینطوری نیستند ، امّا خیلی ها هستند .

نهضت ترجمه و براندازی نرم !

يكشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۳۱ ق.ظ

اسلام برخلاف مسیحیت نه تنها هیچ مشکلی با علم نداشت ، بلکه از آن در جهت پیشبرد اهدافش استفاده می کرد ، نتیجه این شد که خلفای عباسی برای مقابله با اهل بیت (علیهم السلام) به ترجمه و ترویج علوم غیرمسلمانان پرداختند ولی راه به جایی نبردند .


یک عده احمق هم در دوران جمهوری اسلامی ، برای براندازی نرم جمهوری اسلامی ، نهضت ترجمه راه انداختند ، اما آن ها هم هیچ غلطی نکردند.