اقیانوس سیاه

یادداشت اجتماعی و جامعه شناختی

اقیانوس سیاه

یادداشت اجتماعی و جامعه شناختی

اقیانوس سیاه

مطالعات عمومی و - شاید - تخصصی

فقط یادداشت است نه بیشتر.
به شدت پذیرای نقد و اشکالات هستم . ( البته نقد علمی )
اصلا برای همین اسم حقیر را ذکر نکردم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۰ مهر ۹۶، ۱۷:۲۰ - سکوت عشق
    :|

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تغییر بافت جمعیت» ثبت شده است

تغییر بافت جمعیت: امری ممکن ؟

دوشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ

بعضی می پرسند که از کجا معلوم ، شاید بچه های خانواده های مذهبی ، مذهبی بار نیایند !

پس افزایش فرزندان خانواده های مذهبی تاثیری در بافت جمعیت ندارد !

از دوران دهه ی هفتاد هم زیاد مثال می زنند .




پاسخ :  این که خیلی از متولدین دهه ی هفتاد ، فاسق و فاجر بار آمدند را در مطلب قبل توضیح دادم .

می پردازم به اصل بحث :

هر انسانی اراده دارد و طبق اراده ی خودش مسیری را طی می کند.

لکن خانواده و اجتماع موثرند .  به جبر نمی رسد لکن موثرند.

از آن طرف هم عواملی در جهت فساد وجود دارد  و باید برآیند همه حساب شود.

در مجموع اگر خانواده ی خوب و با سوادی باشند ، می دانند که عوامل دیگر را هم چگونه باید کنترل کرد :

مثلا لقمه ی ، محله ی خوب ، مدرسه ی خوب ، دوست خوب ، برنامه ی تلویزیونی خوب و ...

برآیند اینها تاحد زیادی نتیجه ی نهایی را مشخص می کند.



اگر شک دارید ، نگاهی به دور و بر خود بکنید ، خواهید دید که اکثر مذهبی ها و انقلابی ها ، خانواده هایی شبیه خودشان دارند ( کمی تفاوت ضرری به بحث نمی زند ) .

اکثر  غیر مذهبی ها هم خانواده هایی غیرمذهبی دارند .

به ندرت فرزندی یافت می شود که با خط فکری خانواده اش تضاد شدید داشته باشد .


شاید  بگویید در خیلی از خانواده مثلا مادر چادری است و دختر بی حجاب ، یا پدر مسجدی است و پسر غیر مسجدی .

ولی به عنوان کسی که تحقیق کردم ، غیر از این دو علت نیافتم:

یا خانواده بی سواد بودند ، مثلا مادر اصلا نمی دانست برای چی چادرش سرش کرده است و از قدیم تابع جو بوده است.

یا خانواده ظاهرسازی میکنند ، مثلا مادر بیرون از خانه زورکی یا از روی ریا حجاب دارد ، ولی داخل خانه جلوی پسر جوانش ، اصلا مراعات نمی کند. یا پدر مسجد می آید ولی اصلا به خیلی از چیزها اعتقاد ندارد. نتیجه واضح است.

مثلا قدیما میگفتن هاشمی رفسنجانی خودش آدم خوبی است ولی ، فرزندان ناخلفی دارد . الان مشخص شده است که خودش هم خیلی خلف نبوده است.


علت سوم هم می توان یافت ، ولی خیلی نادر است .



نتیجه نهایی آنکه فرزندان خانواده های مذهبی مقید و باسواد ، غالبا مثل خودشان خواهند شد.


در مطلب قبل گفتیم که باید یک دور پلیسی جمعیتی بزنیم و الان قصد دارم به حواشی این قضیه بپردازم :


حاشیه ی اول : آیا چنین امری ممکن است و بر فرض امکان ، آیا فایده دارد ؟

بحث امکان :  اگر فضای مملکت را به سه بخش انقلابی ، ضدانقلاب و حزب باد تقسیم کنیم ، نهایتا هشت حالت خواهیم داشت :

افزایش نسبت هر سه بخش

کاهش نسبت هر سه بخش

افزایش نسبت انقلابی و ضد انقلاب  و کاهش حزب باد

افزایش نسبت انقلابی و حزب باد و کاهش ضدانقلاب

افزایش نسبت‌ انقلابی و کاهش دو بخش دیگر

افزایش ضدانقلاب و کاهش دو بخش دیگر

افزایش ضدانقلاب و حزب باد و کاهش انقلابی

افزایش حزب باد و کاهش دو بخش دیگر



بهترین حالت ، افزایش نسبت انقلابی و حزب باد و کاهش ضد انقلاب است و پس از آن ، افزایش انقلابی و کاهش دو بخش دیگر است . به مابقی حالات اصلا فکر نکنید ، زشته!



به نظرم ، بچه انقلابی ها اگر خوب کار کنند ،  می توانند نسبت جمعیت را به نفع انقلاب تغییر دهند.


اگر کمی با دقت تاریخ را مطالعه کنیم ، اگر چه رهبر انقلاب در برهه ای از تاریخ ، اجازه ی اجرای سیاست های کاهش جمعیت را دادند ، لکن از همان موقع مخالف بودند. ولی چرا در این همه سال به این موضوع نپرداختند ؟!

یا نعوذ بالله باید بگوییم که ایشان حواسشان نبوده است که این قول باطل است .

یا باید بگوییم که ایشان قصد و هدف دیگری را دنبال می کردند !

شاید بتوان گفت :

مقدمه اول : دهه های گذشته ، عصر شبیخون فرهنگی بود ، عصری که کسی متوجه هجمه ی فرهنگی دشمن نبود مگر عده ای قلیل و در نتیجه تلفات فرهنگی ما بالا می رفت . 

مقدمه دوم : تلفات فرهنگی ، نیروی دشمن می شوند ، و در زمان شبیخون فرهنگی ، هرچه تعدادمان بیشتر باشد ، تلفات بیشتری می دهیم و موجب افزایش دشمن می شویم . ( مثلا در دهه ی هفتاد ، هرچه جمعیت بیشتر می شد ، تعداد سکولارها و بی دین ها بیشتر می شد )

مقدمه سوم: در عصر حاضر ، بسیاری از مردم بیدار شده اند و هر ابلهی از مساله ی تهاجم فرهنگی آگاه است ، در نتیجه تلفات فرهنگی ما کاهش می کند و افزایش جمعیت ، موجب افزایش دشمن نمی شود . (یعنی رابطه ی قطعی وجود ندارد)


نتیجه : مقام معظم رهبری ، از زمانی که متوجه شدند عصر شبیخون فرهنگی به اتمام رسیده است و به تهاجم فرهنگی تنزل یافته است ، به صورت مستقیم مردم را مورد خطاب قرار داده اند و خواستار افزایش جمعیت شده اند.



نتیجه نهایی : تغییر بافت جمعیت هم ممکن و هم مفید است و ما نباید بی برنامه به افزایش جمعیت بپردازیم.



تغییر ترکیب جمعیت و ماکیاولیسم

سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ

در حال مطالعه ی شهریار ماکیاولی هستم.

یکی نصیحت های ماکیاولی به شهریار این است که : هرجایی را که فتح می کنی ، با  تاسیس پادگان ،  وقت خود را تلف نکن ، زیرا هم هزینه دارد ، هم موجب نارضایتی مردم می شود.

به جای آن فقط عده ای از مردم کشورت را به آنجا مهاجرت بده!

این جمعیت مهاجر ، کلید کنترل آن سرزمین است‌.




آری ، ماکیاولی راه کنترل یک سرزمین را ، تغییر بافت جمعیتی آن جا می دانست.

ماکیاولی در قرن ۱۶  می زیست.

ما چند وقته داریم گول میخوریم؟




به نظرم تا دیر نشده و ضدانقلاب مشغول تحدید نسل هستند ، ما یه دور پلیسی بزنیم و بافت رو تغییر بدیم!